|
کمند محبّت درباره وبلاگ گفتم شبی به مهدی، بردی دلم ز دستم من منتظر به راهت، شب تا سحر نشستم گفتا چه کار بهتر، از انتظار جانان من راه وصل خود را، بر روی تو نبستم گفتم دلم ندارد، بی تو قرار و آرام من عقده ی دلم را ، امشب دگر گسستم گفتا حجاب وصلت، باشد هوای نفست گر نفس را شکستی، دستت رسد به دستم گفتم ببخش جرمم، ای رحمت الهی شرمنده تو بودم، شرمنده تو هستم گفتا هزار نوبت، از جرم تو گذشتم اعمال تو بدیدم ، چشمان خود ببستم اما مباش نومید ، از خانه امیدم من کی دل مُحبِّ شرمنده را شکستم آرشيو وبلاگ مطالب اخير نويسندگان صلي الله عليک يا مولاي يا صاحب الزمان؛ المستغاث بک يا ولي العصر ادرکنا ارشدنا پيش از اين گفتگويي انجام شد درباره اثرات تعظيم شعائر فاطميه. دراين بخش برآنيم تا بررسي کنيم آيا فاطميه براي امروز ما درسهايي نيز داشته است؟ در واقع نگاه ما در اينجا ديگر فقط مختص به ايام فاطميه نيست بلکه آموزه هايي است که مي تواند در تمام زندگي ما جاري و ساري باشد. براي اينکه ببينيم شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها و غصب خلافت اميرالمومنين سلام الله عليه چه جايگاهي در خلقت داشته است، بد نيست بطور بسيار خلاصه داستان آفرينش را با هم مرور کنيم. خداوند مهربان ما را آفريد و به ما لطف فرمود و خودش را به ما معرفي نمود. ما روي زمين آمديم تا خدايي را که به ما نعمت بودن و نعمت هاي بيشمار ديگري عنايت فرموده است، شکر کنيم و بعنوان يک بنده او را پرستش کنيم. خداوند براي هدايت ما باز هم از سر لطف خويش پيامبراني را يک به يک فرستاد تا ما را به بندگي خودش دلالت و راهنمايي نمايند؛ در اين ميان عده اي از روي اختيار خود و پس از شناخت حقيقت و بينات متعددي که خداوند براي آنها قرار داده بود، راه کفر و عناد را در پيش گرفتند. نوبت به آن رسيد که خداوند برترين مخلوقش را مبعوث فرمايد و اينگونه بود که خداوندي که از کرامت اين بنده بزرگوارش آگاه بود به واسطه حضور او در بين مردمان، بر آنها منت گذاشت. پيامبر رحمت صلي الله عليه و آله پس از 23 سال تلاش در راه هدايت بندگان و در روز غدير، ولايت اميرالمومنين سلام الله عليه را به مردمان ابلاغ نمود و خداوند نيز با ابلاغ ولايت اعلام نمود که دين کامل شد. خداوند نعمتش را بر بندگان تمام کرده بود و حال اين بندگان بودند که بايد به حکم انسانيت سپاسگزاري مي نمودند پروردگار مهربانشان را. همگان بيعت نمودند بر ياري مولايشان اميرالمومنين سلام الله عليه. همه چيز دست به دست هم داده بود که بني آدمي که خداوند بر بسياري از مخلوقات برتريشان داده بود، راه کمال و سعادت را با سرعت و شتاب هر چه تمامتر طي نمايند و برسند به جايي که نه خوفي داشته باشند و نه حزني؛ و نينديشند جز به رضوان پروردگار. شايد زماني که غرق در نعمت هستيم و به ما گفته شود ممکن است آن نعمت از ما سلب شود، کم توجهي کنيم و فهم درستي نداشته باشيم و چنين شد که نشنيديم هشدار پرودگار عالميان را که قل ارايتم ان اصبح ماؤکم غورا فمن ياتيکم بماء معين. آن زمان اصلاً گمان نمي رفت که ممکن است ماء معين سلب شود؛ مي دانستيم که اگر اين ماء معين برود فقط پروردگار است که مي تواند آن را برگرداند ولي فکر نمي کرديم که چنان شود. پيغمبر اکرم صلي الله عليه و اله از دنيا رفتند و پس از ايشان شد آنچه نبايد مي شد؛ شياطين به خانه وحي حمله ور شدند. مردمي که بيعت بسته بودند بر ياري مولايشان، وقتي که صديقه کبري سلام الله عليها و اميرالمومنين سلام الله عليه به در خانه آنها رفتند براي مطالبه و يادآوري بيعتشان، عذرتراشي کردند و ماء معين رفت و اميرالمومنين سلام الله عليه که مثلش مانند کعبه اي بود که مردم بايد به سوي ايشان مي رفتند و نه او به سوي مردم، در خانه نشستند و خداوند راست مي گويد که سرنوشت هيچ قومي را تغيير نخواهد داد مگر به واسطه آنکه خودشان اعمال ناشايست انجام دهند و کفران نعمت کنند. دنيا و مردمان آن که حتي خواب آن را نمي ديدند که وجودي چون اميرالمومنين سلام الله عليه را بعنوان سرپرست خود ببينند، چنان لطفي را ديدند و کفران کردند. محروم بشريت از آن ماء معين، از بي ادبي به خانه دردانه خلقت حضرت زهراسلام الله عليها آغاز شد و چنين شد که اينک ما در چنين وضعيتي هستيم؛ غيبت از مولاي مهربانمان حضرت ولي عصر سلام الله عليه. ما بازگو مي کنيم مصائب حضرت زهرا سلام الله عليها را و مي سوزيم؛ و لعنت مي کنيم کساني را که بشريت را به عذاب دوري از ولي خدا مبتلا کردند؛ آخر قرار نبود اينگونه شود و ما اينقدر به دليل غيبت مولايمان در سختي فراق ولي خدا باشيم. خدايا ما با ذکر ناراحتي هاي مادر مظلوممان و برائت قلبي و زباني از کساني که به ايشان ظلم روا داشتند از تو مي خواهيم باقيمانده غيبت وليت، مولايمان حضرت ولي عصر سلام الله عليها را بر ما ببخشي؛ خدايا فقط تو هستي که مي تواني آن ماء معين را برگرداني. و به مولايمان نيز عرضه مي داريم که مي دانيم فرج شما فقط به خواست خداوند محقق مي شود و شايد به همين دليل است که شما به ما امر فرموده ايد که براي فرج شما زياد دعا کنيم؛ مولا جان اگر به هيچ طريقي نتوانيم شما را ياري کنيم اما براي شما و فرج شما دعا که مي توانيم انجام دهيم. مولاجان ما اين خواست قلبي خود را به هر زبان و در هر زماني به خدايمان مي گوئيم و اميدواريم خداوند بر ما ترحم بفرمايد و شما را به ما برگرداند. پس يکي از بزرگترين درسهاي فاطميه براي ما اينست که به خداوند التماس کنيم مولاي ما را به ما بازگرداند؛ در نماز، زيارت، دعا، بين راه و هر زماني بخواهيم مولايمان را بر خلاف آنان که نخواستند مولايشان را. موضوعات پيوندها
صفحات وبلاگ |
||